دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

عبدی جلالوندی
دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

مطالب این وبلاگ، مطالبی است که خالصانه و ساده و بی ریا، از اعماق قلبم بیرون می آید .
و امیدوارم که صادقانه، در گوشه ای از دل شما جا بگیرد .
متشکرم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

گویش باستانی آذری؛ شاخه‌ای از فارسی کهن

پنجشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۱۹ ق.ظ

آذری شاخه ای از زبان فارسی ایران باستان بود که کمابیش با لهجه طالشی همانندی داشته است.
بعد از گسترش زبان ترکی در آذربایجان کمابیش گویش آذری به مرور زمان از بین رفت اما هنوز در برخی از روستاهای آذربایجان، چون هرزند و خلخال به گونه محدود و تا حدودی دگرگون شده بهره برده میشود.

چند بیت شعر بسیار دلچسب با درازای چندین سده، به زبان باستانی آذری را بازنگری میکنیم:

ز اَر جا اَشـته شامانَر سـحر نی            قهـقهـر زهـرخندی ویشـتر نی
به هر جا گشتم شـب با تـو بودن سـحر نیسـت؛ قهقهت زهـرخندی بیشتر نیست

***

سینم داغ و دلم داغ و جگر داغ            دَه یانم مَنده نی جای دیـَـر داغ
سینه‌ام داغ و دلم داغ و جگرم داغ شده؛ در جانم نمانده جایی دیگر که داغ نباشد

***

کوانین دلبراج شوخان و شنگان            اَ این شوخ و اَ این شنگ آمَـدایـَه
کدامین دلبری چنین شوخ و شنگول است؛ که چنین شوخ و شنگ سوی من آمده باشد

  • عبدی