دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

عبدی جلالوندی

دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

مطالب این وبلاگ، مطالبی است که خالصانه و ساده و بی ریا، از اعماق قلبم بیرون می آید .
و امیدوارم که صادقانه، در گوشه ای از دل شما جا بگیرد .
متشکرم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

رابطه دنیا و آخرت از منظر قرآن و حدیث

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۰۴ ق.ظ

نتیجه تصویری برای دنیا و آخرت

درآمد

رابطه دنیا و آخرت، چگونه است؟ شباهت‌ها و تفاوت‌های آن دو چیست و جهان‌بینی صحیح به کدام‌یک اصالت می‌دهد؟

نویسنده در این مقال برآن است تا این مسأله را از منظر قرآن و حدیث، با تکیه ویژه بر آرا و آثار آیت الله جوادی آملی مورد بازکاوی قرار دهد.

اکنون پاره‌ای از شباهت‌ها و تفاوت‌های دنیا و آخرت بازشناسی می‌شوند:

شباهت‌ها

بدون شک اشتراکات و مشابهت‌هایی بین زندگی این جهان و حیات اخروی وجود دارد. برخی از این شباهت‌ها عبارتند از: حقیقی و واقعی بودن هر دو زندگی؛ آگاهی انسان به خود و تعلقات خویش؛ اصل وجود لذت و رنج، سرور و اندوه، سعادت و شقاوت؛ وجود غرایز حیوانی و غرایز ویژه انسان؛ زیستن انسان با بدن و اندام کامل و اعضا و جوارح؛[1] حاکمیت قانون علیت و نیازمندی هر چیزی که هستی عین ذات آن نباشد به علت، در دنیا و آخرت.[2]

تفاوت‌ها

همانگونه که شباهت‌هایی بین زندگی این جهان و حیات اخروی وجود دارد، تفاوت‌های مهمی نیز میان آن دو هست. به عبارت دیگر عالم دنیا و آخرت دو نظام بسیار متفاوت‌اند. برخی از تفاوت‌های آن­دو عبارت است از:

1. گذرگاه و قرارگاه

دنیا گذرگاه است و هر گذرگاه به قرارگاهی فرجام می‏پذیرد. جهان طبیعت همواره در حال کوشش و پویایی و حرکت از قوّه به فعل است[3] و حرکت سمت و سویی به نام هدف را تعقیب می‏کند و وقتی به هدف رسید ثابت می‏شود:

«یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الآخِرَةَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ»[4].

دنیا چون کشتی پرجوش و خروشی است که لنگرگاه آن «قیامت» است: «یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا»[5] ؛ این کاروان کی به دار قرار و ثبات می‏رسد.

امیرمؤمنان(ع) می‏فرماید: «أیّها النّاس، إنّما الدّنیا دار مَجاز، و الاخرة دار قرار، فخذوا من ممرّکم لمقرّکم»[6]؛

همچنین فرمود: «فإنّ الدّنیا لم تخلق لکم دار مُقام، بل خُلِقت لکم مجازاً لتزوّدوا منها الأعمال إلی دار القرار». [7]

قرآن «دنیا» را به عنوان «عَرَض» معرّفی کرده است:

«تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ کَثِیرَةٌ»[8] دنیاطلبان متاع پست دنیا را می‏گزینند: «َأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى»[9]، حال آن که جهان‌بینی و دنیاشناسی قرآن جمع بین حسنات دنیا و حسنات آخرت است.

«...رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»[10]

واژه‏های جوهر و عَرَض که در علوم عقلی رایج است از همین ریشه لغوی گرفته شده است. لغت و عرف به چیزی که اصیل است جوهر اطلاق کرده و چیز ناپایدار را عَرَض می‏خواند. قرآن کریم درباره دنیا اصطلاح عَرَض را به کار گرفته تا بفهماند دنیا همچون عکسی است که اصلی دارد و انسان نباید به عکس دل ببندد؛ بلکه باید به صاحب عکس دل بست.

متاع دنیا رفتنی است و «ما عند الله» باقی است و نزد خدا غنیمت‏های فراوانی است: «عنداللّه مغانم».

پس «مَا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ»[11] و انسان چون با مرگ از بین نمی‏رود و باقی است نیازمند متاع باقی و کالای جاوید است و آن فقط نزد خداست.[12]

2. نظام اعتباری و حقیقی

قرآن نظام دنیا را اعتباری دانسته که سرانجام باید به نظام حقیقی منتهی گردد. زندگی دنیا مجموعه‏ای از قراردادها است که با پایان پذیرفتن عمر بشر پایان می‏پذیرد و انسان وارد نظام فردی حقیقی می‏گردد. در این دنیا افراد در سعادت و شقاوت یکدیگر شریک و مؤثرند و به همین دلیل مسئولیت و سرنوشت مشترک نیز وجود دارد و اگر کسی بخواهد گناهی مرتکب شود دیگران باید مانع او گردند.

رسول اکرم(ص)سرنوشت مشترک در این جهان را ضمن مَثَلی بیان کرده‌اند:

«إن قوما رکبوا سفینة فی البحر و اقتسموا فصار کل واحد منهم موضعه فنقر رجل موضعه بفأس فقالوا ما تصنع قال هو مکانی أصنع به ما شئت فإن أخذوا على یدیه نجا و نجوا و إن لم یأخذوا على یدیه هلک و هلکوا»[13]

ولی در آخرت سرنوشت مشترک و جامعه یعنی ترکیب افراد به‌گونه‌ای که سرنوشت‌ها را به هم گره بزند، وجود ندارد. در نظام جدیدِ معاد، هر فردی از دیگران بیگانه است. قرآن می‏فرماید:

«وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى کَمَا خَلَقْنَاکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَکْتُمْ مَا خَوَّلْنَاکُمْ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ وَمَا نَرَى مَعَکُمْ شُفَعَاءَکُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیکُمْ شُرَکَاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَکُمْ وَضَلَّ عَنْکُمْ مَا کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ» [14]؛

این آیه از جامع‏ترین آیاتی است که نشئه دنیا و قیامت را در کنار هم بازگو می‏کند و نظام اعتباری دنیا را به نظام حقیقی آخرت منتهی می‏داند.[15]

زندگی انسان در قیامت فردی است؛ نه اجتماعی؛ یعنی هر فردی به تمام نیازمندی‌های خویش که فرآورده‌های دنیایی اوست، دسترسی دارد[16] و در هیچ امری به دیگری نیاز ندارد و دانش‌هایی هم که به منظور تأمین نظام اجتماعی در دنیا نقشی دارند در آن روز بی‌رنگ و بی‌اثر می‌باشند؛

زیرا تمام لوازم زندگی و امکانات آن از مسکن، خوراک، پوشاک و دیگر شئون لازم آماده است و حاجتی به تحصیل آن نیست؛ از این‌رو، نه مسائل خانوادگی از قبیل تولید و مانند آن مطرح است، نه امور اجتماعی از قبیل تعاون و توزیع کار و مبادلات و معاملات مطرح می‌شود. هر مقصودی از پیش تهیه شده و هر مقصدی قبلاً تأمین شده و هرکسی در گرو کشته­های خویش است:

«کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ».[17]

اگر بار خار است، خود کِشته‌ای ... و گر پرنیان است، خود رشته‌ای[18]

در قیامت انسان‌ها در حالی که جمع‌اند تنها و فردند و با اینکه همه حضور دارند، هر یک از دیگری جدا و از دیگران گسسته است؛ به طوری که نه او مسئول آنهاست، نه آنان مسئولیت او را به عهده دارند، نه او بار دیگران را می‌برد، نه آنان بارگران او را حمل می‌کنند؛

«... وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى... »[19]

قیامت، هم روز جمع است، هم روز فصل، لذا همگان حاضرند، ولی از یکدیگر جدایند؛[20]

«فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ...».[21] در آنجا گرد هم زیستن هست،[22] با این تفاوت که در جمع نیکوکاران انس و الفت و صفا و صمیمیت برقرار است، ولی در میان بدکاران تنفر و بیزاری از یکدیگر و ناسزاگویی حکم‌فرماست.[23]

3. فرصت تغییر

در این جهان امکان تغییر دادن خود و سرنوشت خود هست، ولی در آنجا نیست. در دنیا امکان توبه و تحصیل توحید است، اما چنین فرصتی در آخرت نیست. زیرا فرصت یا به توبه است یا به فدیه، یا به شفاعت است یا به کفالت، و همگی در سرای آخرت منتفی‏اند.[24]

4. حیات ناب

در این دنیا مرگ و زندگی به هم آمیخته، ولی آن جهان سراپا زندگی است. زمین آخرت، جواهر و سنگریزه و درخت و میوه آن جهان همگی حیات دارند و آتش آن هم دارای ادراک است.

قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ».[25]

5. لذت و رنج خالص

نعمت‏ها و لذایذ دنیا با غم آمیخته است و غم‏های دنیا نیز عذاب صرف نیست. در دنیا نشاط محض و غم صرف متصور نیست؛ ولی در قیامت، این دو از یکدیگر جدایند؛ زیرا در جهنّم، نشانی از رحمت نیست؛ چنان‏که امیرمؤمنان (ع) می‏فرماید: «دار لیس فیها رحمة»[26]، و در آخرت، بهشتی ظهور می‏کند که هیچ رنج و ناگواری در آن نیست[27]:

«لا یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلا یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ».[28]

6. کِشت و درو

این جهان جایگاه بذرافشانی و آخرت هنگامه بهره‌برداری و درو کردن است. جهان ظرف تکلیف است و آخرت دار پاداش و کیفر محض که در کنارش کار و کوشش و تکلیفی راه ندارد.[29] امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید:

«فإنّ الیوم عمل و لا حساب و إنّ غداً حساب و لا عمل»[30].

به بیان دیگر عالَم طبیعت، محدوده آزمون است و هیچ چیز در این جهان، بدون امتحان نیست. هر چه در این نشأه به انسان برسد، خواه درد و رنج یا رفاه و آسایش، حوادث تلخ یا شیرین، همگی آزمون اِلاهی است.[31]


خدای سبحان می‏فرماید: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا ً»؛[32] سرسبزی زمین برای آزمودن شکر است و پژمردگی آن، برای آزمون صبر.[33]

قرآن کریم تصریح می‏کند که «مال» و «فرزند» چیزی جز فتنه و امتحان نیست:

«وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ...».[34] پس، همان‏گونه که نداشتن یا نقص مال، فتنه و آزمون است:

«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ...»[35]، داشتن یا زیادی مال نیز فتنه و آزمایش است.

7. قطع اسباب طبیعی

نظام این جهان، نظام ظاهر و حکومت اسباب و علل طبیعی است؛ اما آنجا ظرف ظهور ملکوت خدا و مشیت مطلقه الهی است. در آن نظام علل و اسباب طبیعی همه قطع می‏شود، گرچه اصل نظام علّی و معلولی در آن حکم‏فرماست زیرا آن‏جا نیز اکرام الهی، سبب راه یافتن به بهشت و قهر خداوند مایه سرنگونی در دوزخ است.

در آن عالم علوم تجربی و مانند آن عملکردی ندارند؛ نه حاجت به هندسه مهندسان است، نه نیاز به طب پزشکان؛ زیرا نه جریان راه‌سازی و احداث ساختمان در آن روز مطرح است، نه جریان درمان بیماران و علاج مرضی در آن عالم موضعی دارد. لذا رفته رفته این سلسله دانش‌ها از یاد دانشمندان علوم تجربی زائل می‌شوند، ولی علم توحید و وحی و نبوت و قیامت و سایر مسائل الهی که در دنیا فراهم شده است، همراه با روح انسانی از دنیا به آخرت منتقل شده و شکوفا می‌شود؛ زیرا در این مسائل هر چه به عنوان علم بود، به عین می‌آید و هر چه در گوش بود، به آغوش کشیده می‌شود: «از علم به عین آمد و از گوش به آغوش».[36]

این تحلیل عمیق درباره انواع علوم، همان است که محی‌الدین عربی در رساله‌ای به عنوان «تواصوا بالحقّ» برای معاصرش امام رازی نوشت و او را به تحصیل علومی نظیر مبدأ و معاد از راه شهود، نه مفهوم حصولی، تشویق کرد که نه تنها بعد از مرگ از بین نمی‌روند، بلکه شکوفاتر و مشهودتر می‌گردند؛ بر خلاف دانش‌های مادی که برای پس از مرگ موضعی ندارند.[37]

در آن روز معلوم خواهد شد که نظام علّی و معلولی به دست خداست و بنا به فرموده امیرمؤمنان(ع): «کلّ قائم فى سواه معلول»[38]. در آن روز روشن می‏شود که سبب ساز و سبب آفرین کیست و هرگونه علتی غیر او، مجرای فیض وی قرار می‏گیرد. سرچشمه حیات بخش خداست و دیگران بسان ابزار آب رسانی و مجاری آبند که از خود آبی ندارند. قرآن می‏فرماید:

در آن روز خواهند فهمید که اسباب و علل مادّی همه منقطع است:

«إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ»[39] دیگر از وسیله‏های دنیایی و دسیسه‏های ابلیسی خبری نخواهد بود؛ زیرا در منطقه ظهور قدرت غیبی نه مجالی برای دستاویز طبیعی است و نه فرصتی برای دست‏آوردهای شیطانی.[40]

8. ضعف و قوت ادراک

در این جهان ادراکات و شناخت‌ها ضعیف‌تر و از ورای حجاب‌ها و پرده‌هاست؛ اما درک انسان در آن جهان بسی شدیدتر و نیرومندتر است. به عبارت دیگر، پرده‌ها و حجاب‌ها از برابر انسان برداشته شده و انسان با بینش دورنگر حقایق را درک می‌کند، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:

«لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ»[41].[42]

9. دلزدگی و دلبستگی

در این جهان، انسان حالت گم‌کرده‌ای را دارد که در پی گم‌شدة خویش است و آنچه را می‌یابد، می‌پندارد که آن را یافته است و به آن دل خوش می‌کند؛ اما پس از چندی احساس می‌کند که آن نیست و لاجرم خسته و دلزده در پی چیز دیگر می‌رود. اما در جهان آخرت، مؤمن به آنچه در اعماق فطرت خویش دلبستگی داشته و گم‌شدة واقعی او بوده، یعنی حیات جاوید در جوار رب‌العالمین رسیده است و به هیچ‌وجه خستگی و ملال و دلزدگی برایش پیدا نمی‌شود.

قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: «در آنجا (بهشت) انسان‌ها طالب دگرگونی (و وضع جدید) نیستند.»[43] از همین رو بهشتیان تا ابد در بهشت به سر می‌برند و دلزده نمی‌شوند. افزون بر آن، هر چه بخواهند، به اراده الهی، برایشان پیدا می‌شود و آرزوی آنچه ندارند، آزارشان نمی‌دهد.[44]

10. تزاحم و عدم تزاحم

زیرا دنیا جای تزاحم و تمانع است و از همین رو در دنیا گاهی اراده انسان به مراد نمی‏رسد؛ ولی در آخرت، بهشتیان هر چه طلب کنند، برایشان حاصل است:

«لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ...»؛[45] زیرا اراده آن‏ها در طول علل قریبه و موثر است.[46]

تقابل دنیاطلبی و آخرت‌گرایی

گرچه جمع بین دنیا و آخرت امکان پذیر است، چنان‏که اولیای الهی دنیا را وسیله رسیدن به اهداف والای اخروی می‏دانستند؛ امّا به حسب عادت و مشاهده، گرایش به یکی از آن دو مایه دوری از دیگری خواهد بود، بر این پایه امیرمؤمنان(ع) می‏فرماید:

«إنّ الدّنیا و الاخرة عدُوّان متفاوتان، و سبیلان مختلفان، فمن أحبّ الدّنیا و تولّاها أبغض الاخرة و عاداها، و هما بمنزلة المشرق و المغرب و ماش بینهما؛ کلّما قرُب من واحد بَعُدَ من الاخر، و هما بعدُ ضرّتان»[47].

آن حضرت در خطبه‏ای رسول خدا(ص)را چنین وصف می‏فرماید:

«عُرضت علیه الدّنیا فأبی أن یقبلها، و علم أنّ اللّه سبحانه أبغض شیئاً فأبغضه، و حقَّر شیئاً فحقّره، و صغّر شیئاً فصغّره و یکون السّتر علی باب بیته فتکون فیه التّصاویر فیقول: یا فلانة لإحدی أزواجه غیبّیه عنّى، فإنّى إذا نَظَرتُ إلیه ذکرت الدّنیا و زخارفها»[48]؛

دوستی دنیا زمینه آغاز انحراف و لغزش است. دنیا محبوبی دروغین است و در آخرت همه پیوندهای دروغین گسسته خواهد شد.

در مقابل برخی از مردم سرمایه، فرزند، زر و زیور دارند؛ اما از مراتب تقوا بیگانه‌اند و در درون و بیرونشان اثری از پارسایی به چشم نمی‏خورد. پارسایانی نیز هستند که از مال دنیا بی‏بهره‌اند و با تهیدستی روزگار می‏گذرانند.

قرآن حکیم حال هر دو گروه را تصویر کرده، در حقّ دسته اوّل می‏فرماید:

«فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ»[49]

و درباره آخرت جویان پارسا و از دنیا گذشتگان می‏فرماید:

«وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»[50]

انسان پرهیزکار در هیچ کار و اندیشه‏ای به بن بست نخواهد رسید؛ چه در مسائل اقتصادی و چه در مسایل علمی، سیاسی، نظامی و.... انسان وارسته و پرهیزکار گاهی مشکل علمی خود را از لابه‏لای پرسش و پاسخ دیگران حلّ می‏کند و این همان رِزق «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» است، یا در حین مطالعه به معارف بلندی دست می‏یازد که در کتاب‏ها و نوشته‏های رایج نیست.

خداوند در قرآن گروه اول را پیروان شیطان معرّفی کرده چنین فرمود:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیْرٌ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ * یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ»[51].

از نظر قرآن دنیاطلبی کوته بینی است. آنان که به دنیا دل خوش کرده‌اند و از هر سو به چپاول و یغماگری آن اشتغال دارند سخت در اشتباهند. اینان نمی‏دانند که زندگی دنیا، در برابر آخرت متاع ناقابلی بیش نیست. وقتی جهان بینی و جهان شناسی انسان در ظاهر پدیده‏های دنیا خلاصه شود و درباره سرای دیگر نیندیشد، بلکه به طور کلی گاهی از آن غافل باشد، اصلاً نمی‏داند که نظام آخرت، نظامی دیگر است و علل و ابزار طبیعی و زر و زیورهای آن در معاد اثری ندارند و به طور کلی از آنها گسسته خواهد شد.[52]


پی‌نوشت‌ها:
[1]. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 2، ص 523.
[2]. آیت الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج 4، ص 89.
[3]. همان، ص 87 و 88.
[4]. مؤمن (غافر): 39. زندگی دنیا متاع اندک و ناچیز است و همانا آخرت سرای قرار و ثبات است.
[5]. اعراف: 187. از تو (ای پیامبر) می‏پرسند ساعت ظهور قیامت کی است؟ به عبارت دیگر: کشتی دنیا کی لنگر ‏انداخته و می‏آرامد، سرنشینانش پیاده ‏شده و به مقصد اصلی خود می‏رسند؟
[6] نهج البلاغه، خطبه 203. دنیا گذرگاه و معبر و آخرت قرارگاه و مقرّ است پس از گذرگاهتان توشه‏ای برای قرارگاهتان بردارید.
[7] همان، خطبه 132. دنیا برای شما به عنوان سرای ثبات و قرار آفریده نشده، بلکه آفریده شد تا عبورگاه باشد و از آن زاد و توشه و کردار صالح جهت سرای قرار و ثبات (آخرت) فراهم کنید.
[8]. نساء: 94؛ شما متاع ناچیز دنیا را می‏جویید، در حالی که نزد خدا غنیمت‏های بی‏شمار وجود دارد.
[9] اعراف: 169.
[10] بقره: 200 ـ 201؛ نیز: «تریدون عرَض الدّنیا و اللّه یرید الاخرة و اللّه عزیز حکیم) سوره انفال، آیه 67؛ شما متاع ناچیز دنیا را می‏خواهید و خدا برای شما سرای ابدی و نعمت جاودانی آخرت را. خدا مقتدر است و کارش همه از روی حکمت.
[11] نحل: 96.
[12]. آیت الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج 4، ص 84و 85.
[13]. مجموعة ورام، ج2، ص294. گروهی سوار کشتی شدند و کشتی در دریا به راه افتاد. برای هرکس مکانی تعیین شد و همه در جای خود قرار گرفتند. ناگاه یکی از مسافران در جای خود مشغول سوراخ کردن کشتی شد. از او پرسیدند چه می­کنی؟ ( چرا کشتی را سوراخ می­کنی؟) پاسخ داد: این جایگاهِ خودم است و ربطی به شما ندارد. آنگاه اگر دستش را گرفته و مانع کارش می‌شدند هم خود جان به سلامت می‌بردند و هم او را نجات می‌دادند؛ در غیر این صورت سرنوشتی جز هلاکت در انتظار هیچیک نبود.
[14] سوره انعام، آیه 94. «همانا شما تک تک برای حساب نزد ما باز خواهید آمد، بدان گونه که نخست شما را آفریدیم و آنچه از مال و جاه به شما دادیم همه را پشت سر خواهید افکند و بین شما و آنها جدایی خواهد افتاد و همه نابود خواهند گشت».
[15] آیت‌الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج4، ص89.
[16]. مزمل: 20.
[17]. حدید: 21.
[18] شاهنامه فردوسی، ص30
[19]. انعام: 164.
[20]. آیت الله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 4، ص 561.
[21]. مؤمنون: 101. «هنگامی که طلیعه قیامت ظاهر شود، هیچ‌گونه پیوند نسبی بین افراد نیست».
[22]. حجر: 47؛ اعراف: 38.
[23]. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 218 – 223.
[24]. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج15 ص 67 و 68.
[25]. «همانا خانة آخرت تنها خانه‌ای است که زنده است»؛ عنکبوت: 64.
[26]. نهج البلاغه، نامه 27.
[27]. آیت الله جوادی آملی، دنیاشناسی و دنیاگرایی در نهج البلاغه، ص 56
[28]. فاطر: 35.
[29]. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج8، ص22.
[30]. الکافی، ج 8، ص 58
[31]. آیت الله جوادی آملی، دنیاشناسی و دنیاگرایی در نهج البلاغه، ص46.
[32]. کهف: 7.
[33]. آیت الله جوادی آملی، دنیاشناسی و دنیاگرایی در نهج البلاغه، ص 48
[34]. انفال: 28.
[35]. بقره: 155.
[36]. دیوان اشعار سنایی غزنوی.
[37]. آیت‌الله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 4 ص 564 و 565.
[38]. نهج البلاغه، خطبه 186.
[39]. بقره: 166؛ هنگامی که پیشوایان باطل از پیروان خود بیزاری جویند و عذاب خدا را مشاهده کنند و هرگونه وسیله و اسباب از آنان قطع شود و هیچ رابطه مادی برجای نماند.
[40]. آیت‌الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج 4، ص 90.
[41]. ما اکنون پرده را از تو برگرفتیم، پس دیده‌ات تیزبین است ق: 22.
[42]. شهید مطهری، یادداشت‌ها، ج 7، ص 152 و: همو، مجموعه آثار،ج2، ص 523 و 524.
[43]. کهف: 108.
[44]. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 2، ص 524.
[45]. فرقان: 16.
[46]. آیت‌الله جوادی آملی، دنیاشناسی و دنیاگرایی در نهج البلاغه، ص 57.
[47]. نهج البلاغه، حکمت 103. دنیا و آخرت، دو دشمن ناهماهنگ و دو راه جدای از یکدیگرند؛ کسی که دنیا را دوست داشت و به آن دل بست آخرت را دشمن داشته و به آن دشمنی کرده است. آن دو مانند خاور و باختر هستند که رونده بین آنها هر چه به یکی نزدیک شود از دیگری دور می‏گردد. دنیا و آخرت اختلافشان به دو زن می‏ماند که یک شوهر داشته باشند که هرگز با یکدیگر سازگار نشوند. آیت‌الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج 4، ص 77.
[48]. نهج البلاغه، خطبه 160. دنیا به رسول گرامی(ص)پیشنهاد شد، او از پذیرش آن امتناع ورزید و دانست که خداوند سبحان چیزی را دشمن داشته او هم آن را دشمن داشت و خداوند چیزی را خوار دانسته او هم آن را خوار دانست و خداوند چیزی را کوچک شمرده او هم آن را کوچک شمرد؛ بر دَرِ خانه اش پرده‏ای که در آن صورت‏ها نقش شده آویخته بود پس به یکی از همسرانش فرمود: این پرده را از نظر من پنهان کن؛ زیرا وقتی به آن می‏نگرم دنیا و آرایش‏های آن را به یاد می‏آورم.
[49]. توبه: 55. مبادا تو از کثرت اموال و اولادشان در شگفت آیی. خدا می‏خواهد آنان را به وسیله همان مال و فرزند در زندگی دنیا به عذاب افکند و ساعت مرگ نیز جان آنان ابدان آنها را رها کند در حالتی که کافرند.
[50]. طلاق: 2 ـ 3. هرکس پارسا و خدا ترس باشد خدا راه بیرون شدن از گناهان، بلا و حوادث سخت را بر او می‏گشاید، و از جایی که گمان نمی‏برد به او روزی عطا می‏کند و هر که در هر امر بر خدا توکّل کند خدا او را کفایت خواهد کرد، که خدا امرش بر همهٴ عالم نافذ و روان است و برای هر چیز قدر و اندازه‏ای مقرّر داشته است.
[51]. بقره: 102 ـ 103.
[52]. آیت‌الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج 4، ص 81- 84.

منبع: maarefquran.org

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۲۳
عبدی