دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

عبدی جلالوندی

دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

مطالب این وبلاگ، مطالبی است که خالصانه و ساده و بی ریا، از اعماق قلبم بیرون می آید .
و امیدوارم که صادقانه، در گوشه ای از دل شما جا بگیرد .
متشکرم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

احادیث و شبهات بی پاسخ اهل سنت به شیعیان

دوشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ق.ظ
چند سوال از اهل سنت
از اهل سنت بدون حب و بغض میپرسیم جواب میخواهیم :


اگر به عقیده شما خلافت باید به شورا و اجماع گذارده شود پس چرا عمر را اجماع مسلمین خلیفه نکرد بلکه او به وصیت ابوبکر خلیفه شد ؟

شما میفرمایید پیغمبر خلیفه ای تعیین نکرده بود و ابوبکر را اجماع مسلمین خلیفه نمود . ما میپرسیم چرا ابوبکر از پیغمبر تبعیت نکرد و خلافت را پس از خود به شورا واگذار نکرد؟

ابوبکر در نامه های خود مینوشت از جانب ابوبکر خلیفه رسول خدا . پس اگر پیغمبر خلیفه معین نکرده بود ابوبکر چرا خلافت خود را منسوب به پیغمبر میدانست ؟

جریان انتخاب خلیفه پس از عمر به شکل تازه ای درآمد و خلافت را در شورای شش نفری محدود نمود و مخالفین و مخالفین از آنها را محکوم به قتل دانست .

اگر خلافت با اجماع و شورا حاصل میشود باید همه مردم در آن شرکت کنند . تشکیل شورای شش نفری چه معنی داشت ؟

گذشته از این آراء اکثریت در هر شورایی معتبر و قابل اجراست . دیگر کشتن اقلیت و مخالفین یعنی چه؟

نبی الله در موقع شهادت کاغذ و دواتی میخواست تا چیزی بنویسد . عمر ضمن توهین به آن حضرت گفت احتیاجی به وصیت نیست کتاب خدا ما را کافی است .

ما میپرسیم اگر وصیت لازم نبود و کتاب خدا کافی بود پس وصیت ابوبکر و عمر در موقع وفاتشان بر خلاف این قول بود و معنی قرآن و علم آنرا کسی بهتر از امیرالمومنین علی بن أبی طالب نمیدانست .

زیرا قرآن بر پیغمبر نازل شده و آنحضرت فرمودند :

انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیات الباب .

و حالا شبهات بی پاسخ از سوی اهل سنت ...
توحید در مبانی اهل سنت (خدای قابل رویت) - حدیث اول
خیلی از ما تصور میکنیم که اختلاف تشیع و تسنن فقط در مساله امامت هست . اما این رو باید عرض کنیم که ما در ابتدایی ترین مبحث دین یعنی توحید ؛ با آقایان و بزرگان اهل سنت در اختلاف و تضاد هستیم و نه ما(شیعیان) بلکه تضاد و اختلاف موجود در اصل با قرآن هست. 
برای همین تصمیم بر این شد که مطالبی سلسله وار تحت مضمون " توحید در مبانی اهل سنت " ارائه کنیم .

حدیث اول: «روزی مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند آیا ما پروردگارمان را روز قیامت می‏بینیم؟
فرمود: آیا در دیدن ماه در شب چهارده که ابری مانع نباشد ضرر می‏کنید؟
گفتند: نه، یا رسول اللّه فرمود: آیا در دیدن خورشید که ابری جلوی آن نباشد ضرری می‏نمائید؟
گفتند: نه.
فرمود: همانا شما خدا را می‏بینید[1].» 

"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"


توحید در مبانی اهل سنت

 مگر نه این است که نص صریح قرآن است «لَاتُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ (انعام/103)»
«چشمها او را نمى‏بینند ولى او همه چشمها را مى‏بیند و او بخشنده و آگاه است.» آیا ممکن است رسول الله سخنی بفرمایند که مخالف آیه*ی قرآن باشد؟
و آیا بهتر نیست به جای تأویل این احادیث و یا پذیرفتن بی چون و چرا، آنان را طرد کنیم به دلیل مخالفت با کلام الله؟ 

[1] صحیح بخاری، ج 4، ص 204، باب فضل السجود (از کتاب الصلاة) و ج 8، ص 147، باب ما جاء فی الرقاق و... باب الصراط جسر جهنّم وبه همین مضمون در ج 6، ص 56، تفسیر سوره نساء، و ج 9، ص 156 و 158، کتاب التوحید، باب و کان عرشه علی الماء/ صحیح مسلم، ج 1، ص 163 به بعد، کتاب الایمان، باب معرفة طریق الرؤیة (باب 81)، ح 299 و 300 و 302 و ج 4، ص 2279، کتاب الزهد و الرقّائق، ح 16/ 
توحید در مبانی اهل سنت(خدایی که پا دارد) - حدیث دوم
حدیث دوم: «.... وأمّا آتش، پس آن پر نمی‏شود تا آنکه (خداوند) پایش را (در آن) قرار می‏دهد در این هنگام است که (جهنّم) می‏گوید بس است بس است (و در بعض روایات سه بار آن را می‏گوید) اینجاست که جهنّم پر می‏شود و قسمتهای مختلف آن بهم جمع می‏شوند[1] 
(در ادامه حدیث آمده است) زیادی بهشت پیوسته باقی است (و کسی نمانده که در آن ساکن شود) تا آنکه خداوند عدّه‏ی را می‏آفریند و آنان را در آنجا اسکان می‏دهد» 

"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"




1. به نص قرآن، بهشت مخصوص کسانی است که ایمان داشته و عمل صالح انجام دهند. در سوره قصص، آیه 83 می‏فرماید:
ما سرای آخرت را بری کسانی قرار دادیم که در زمین اراده برتری‏جویی و ایجاد فساد نداشته باشند».
آنگاه چطور خداوند خلقی را که هیچ امتحانی پس ندادند و متحمّل هیچ‏گونه زحمتی از عبادت و جهاد و نهی از منکر یا روزه وغیر آنها (که همه آنها در کلمه «عبادت» خلاصه شده و به تعبیر قرآن «عمل صالح») نشدند، وارد بهشت نماید؟
مگر خود نفرموده است که آمدن انسانها به زمین به خاطر امتحان است تا معلوم شود چه کسی صالح و چه کسی طالح است؟[2] 
آیا باور کردنی است کسانی بی‏ امتحان قبول شوند؟ 

2. مگر خداوند نمی‏تواند زیادی آن را نابود کند تا مجبور نشود خلقی را بیهوده به بهشت بفرستد؟ 
3. چرا زیادی آن را بین بهشتیان تقسیم نمی‏کند تا به آنان که اعمال بهتری داشتند سهم بیشتری داده شود؟ 
4. چرا از ابتدا بهشت را بیش از اندازه لزوم خلق کرد؟ مگر علم او به همه چیز احاطه ندارد[3]؟ 
5. مگر از تعداد بهشتیان با خبر نبود؟ آیا مأموران محاسبه اشتباه کردند و یا اشتباه به عرض رساندند؟ 

آیا بهتر نیست به جای پذیرفتن جهل خدا، دروغ امثال أبو هریره یا انس را بپذیریم که این روایت را جعل کردند؟ آیا علمای اهل سنّت می‏توانند این روایت را که به روشنی خبر از جهل خداوند می‏دهد توجیه کنند؟ 

[1] صحیح بخاری، ج 3، ص 296، تفسیر سوره ق، و ج 9، ص 143 و 164، کتاب التوحید، بابهی: قول اللّه تعالی «انّا الرّزّاق ذو القوّة المتین» و «ولا تنفع الشفاعة عنده» 

[2] اشاره به آیه 2 از سوره ملک که می‏فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً» «یعنی خداوند مرگ و زندگی را بری این آفرید که شما را بیازماید که کدام یک از شما عمل بهتری دارید» 

[3] اشاره به آیه 12 از سوره طلاق که می‏فرماید: «وَأَنَّ اللّهَ قَدْ اَحاطَ بِکُلِّ شَی‏ءٍ عِلْما» 
توحید در مبانی اهل سنت(خدایی که دست دارد) - حدیث سوم
حدیث سوم: «خداوند در قیامت آسمانها را می‏پیچاند و با دست راست آن را می‏گیرد و زمینها را با دست چپ، و در هر یک می‏گوید: پادشاه منهم، ستمگران کجا هستند؟ متکبّرین کجایند[1]» 


1. اگر خداوند دست و پا دارد و دارای اجزا و اعضا هست پس او نیازمند است به اعضا و جوارح، آیا این خدای نیازمند و محتاج همان است که «فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ» «خداوند از همه جهانیان، بی ‏نیاز است» و نیز «اللَّهُ الصَّمَدُ» ؟ 

"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"





[1] صحیح مسلم، ج 8، ص 126، کتاب صفة القیامة والجنّة والنار، (دنباله کتاب صفات المنافقین واحکامهم)، ح 24 
توحید در مبانی اهل سنت(خدایی که شبها به آسمان میآید) - حدیث چهارم
حدیث چهارم: «پرودگار ما هر شب، یک سوم به آخر شب مانده، به آسمان دنیا می‏آید و می‏گوید: کیست مرا بخواند تا او را اجابت کنم؟ کیست که از من بخواهد تا به او عطا کنم؟ کیست که از من آمرزش بطلبد تا او را بیامرزم[1]»

                                     "برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"



1. گویا أبوهریره و بخاری نمی‏دانستند که زمین کروی است و همیشه قسمتی از زمین، ثلث آخر شب است، پس آیا خداوند همیشه روی زمین است؟ پس چه زمانی (به قول علمای اهل سنت) روی عرش خود می نشیند؟ 

2. همچنین قرآن میفرماید «و کان الله بکل شیء محیطا» (نساء/16) یعنی خداوند به همه چیز محیط است نه محاط، که دیده شود یا داخل چیزی باشد، یعنی خدا نیاز به مکان ندارد خداوند همه جا هست «هو معکم اینما کنتم» (حدید/4)، به دیگر سخن اگر بگوئیم خداوند در آسمان یا در زمین است یعنی در جاهای دیگر نیست.
حال آیا باز هم میتوان گفت که همه احادیث صحیح بخاری صحیح است؟ آیا این کتاب با تناقضاتی که با قرآن دارد باز هم پس از قرآن صحیح ترین کتاب است؟؟ 

3. اگر خداوند در عرش باشد یا در زمین و یا در جای دیگر و محتاج به مکان باشد قبل از خلقت مکان و عرش کجا بوده و اگر نیاز به مکان ندارد که قرآن میگوید ندارد، گفتن اینکه خدا در فلان مکان است خلاف قرآن و عقل است.


[1] صحیح بخاری، ج 1، ص 356، باب التهجّد فی اللّیل، باب الدعاء والصلاة من آخر اللیل، وج 8، ص 88، کتاب الدعوات، باب الدعاء نصف اللیل، وج 9، ص 175، کتاب التوحید، باب قول اللّه تعالی: یریدون ان یبدّلوا کلام اللّه/ صحیح مسلم، ج 1، ص 521، کتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب 24، ح 168/سنن ترمذی، ج 5، ص 492، کتاب الدعوات، باب 79، ح 3498

 

توحید در مبانی اهل سنت(خدایی که طول دارد) - حدیث پنجم

حدیث پنجم: أبو هریرة از رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله احادیثی نقل کرده است از جمله آنکه حضرت فرمود: خدای عزّوجلّ آدم را بر صورت خودش آفرید طولش 60 ذراع بود!![1]



                                 "برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"




1. آیا طول خدا 60 ذراع بود؟؟ آیا خالق از مخلوق خود کوچک تر است ؟ مگر نه این است که کوچکترین کوهها هم از 60 ذراع بیشتر است، حال چه رسد به زمین و آسمان و .... ، حال آیا خداوند از همه این مخلوقات کوچکتر است؟«سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏ عَمَّا یَصِفُونَ»

2. اگر خداوند اینگونه است که توصیف شده و چشم و گوش و دست و پا و ... دارد، دارای مکان و زمان و تغییر و تحول و بعد و .... هست، آیا این خدای نیازمند همیشه و در همه جا حضور دارد؟
اگر خداوند برخی شبها روی کره زمین می آید پس معلوم می شود در آسمان نیست و اگر بر روی عرش می نشیند پس معلوم می شود در زمین حضور ندارد، حال آیا این خدا همان خدایی است که از رگ گردن به هر انسانی نزدیک تر است؟؟
«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»  آیا این خدا با همه طول و عرض و چشم و دست و پا و ..... از رگ گردن به هر انسانی نزدیک تر است؟؟

3.در توجیه این روایت گفته‏ اند که مراد از این حدیث این است که خدا آدم را بر صورت آدم آفرید بنابراین ضمیر «ش» در «خودش» برمی‏گردد به آدم نه به خدا. این بهترین توجیهی است که بری این حدیث نمودند. در پاسخ به این توجیه گوئیم:
اوّلاً ـ اگر معنی حدیث چنین باشد گوئیا رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله فرموده است:
«آنچه در جوی می‏رود آب است» مگر سایر موجودات را بر غیر صورتشان آفرید؟
موش و گربه را هم خدا بر صورتشان آفرید! این که اختصاص به آدم ندارد.
راستی آیا اهل سنّت می‏پذیرند که پیامبرشان صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله چنین مطلب روشنی را که همه آن را می‏دانند، فرموده باشد؟ 


[1] (صحیح بخاری، ج 4، ص 135، ابتدی کتاب الاستئذان) 

توحید در مبانی اهل سنت(خدای موفرفری) - حدیث ششم
حدیث ششم: روایت معروفی است در کتب مخالفین مبنی بر این که خدا جوانی است موفرفری ..  بعضی از علمای عامه این روایت را رد کرده اند مثل اقای سبکی شافعی اما دیگر بزرگان اهل سنت نظرات این اقا را نمی پذیرند چون شخص ایشان را صوفی مسلک می دانند از این رو سخن ایشان در نزد ایشان مردود است اما بعضی از بزرگان سخنان عجیبی درباره این روایت گفته اند که خالی از شنیدن نیست .. ابتدا روایت را از کتاب ابن تیمیه می اوریم تا اهل سنت ردی بر ان نداشته باشند سپس اقوال علما را درباره این روایت شرک الود ذکر خواهیم کرد. 

ابن تیمیه سردمدار تکفیری ها و ناصبی ها این روایت رو نقل کرده و آن را صحیبح میداند :

کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتادة عن عکرمة عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم رأیت ربی فی صورة شاب أمرد له وفرة جعد قطط فی روضة خضراء

 

همانطور که در حدیث صحیح مرفوع از از قتاده از عکرمه از ابن عباس رسیده که گفت پیامبر فرمود : پروردگام را به صورت یک جوان دیدم که هنوز مو در صورت نداشت و موی سرش هم مجعد و فرفی بود.[1]


"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"


اما کلام علما :

إبن صدقه که از حفاظ أهل سنت است، می‌گوید: من لم یؤمن بحدیث عکرمة فهو زندیق. هر کس به این حدیث عکرمه ایمان نیاورد زندیق و بی‌دین است.[2] 

"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"



در همین کتاب در صفحه بعد قول احمد ابن حنبل را اورده که خواندن ان شما را به تعجب وا میدارد !!

هذا حدیث رواه کبّر عن الکبّر عن الصحابة عن النبی (صلی الله علیه و سلم)، فمن شک فی ذلک أو فی شئ منه، فهو جهمی لا تقبل شهادته و لا یسلم علیه و لا یعاد فی مرضه.

این، روایتی است که بزرگان ما از بزرگان ما از صحابه از پیامبر (ص) نقل کرده‌اند و اگر کسی در این روایت شک و شبهه داشته باشد، بی‌دین است و شهادتش قبول نیست و نمی‌توان بر او سلام کرد و اگر بیمار شود، نباید به عیادتش رفت.[3]

"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"


خواننده محترم قضاوت به عهده شما ! ایا این ان دین توحیدی است که مخالفین شیعه ما را به ان دعوت میکنند ؟

ایا شما چیزی جز شرک برداشت میکنید ؟ اگر توحید این است که ما حاضر به پذیرش این نوع توحید نیستیم .


[1]بیان تلبیس الجهمیة – ابن تیمیة الحرانی – ج ۷ – ص۲۹۰


[2]إبطال التأویلات لأبی یعلی، ج۱، ص۱۴۳، ۱۴۴


[3]إبطال التأویلات لأبی یعلی، ج۱، ص۱۴۵

 

توحید در مبانی اهل سنت(خدای بند تمبانی) - حدیث هفتم
حدیث هفتم: در کتاب صحیح بخاری(صحیح ترین کتاب اهل سنت بعد از قرآن)،روایتی وجود دارد که نشان می دهد خداوند ایشان، کمربند، بندتمبان یا همان گره بندشلوار دارد:

از پیامبر روایت شده: وقتی خدا همه خلق را آفرید . رحم بلند شد و ایستاد و محکم بند تمبان خدا گرفت! و خدا به او گفت: که چرا بند تمبان مرا گرفتی!؟ رحم گفت: من از قطع رحم به تو پناه میبرم.خدا به او میگوید: آیا راضی نیستی که هرکه قطع رحم کند من با او قطع میکنم ؟ رحم گفت: راضی شدم و بند تمبان خدا را رها کرد.[1]


"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"





در پاورقی همین صفحه در توضیح کلمه "الحقو" نوشته شده :الحقو معقد الإزار .. {حقو} گره بند شلوار است.

عجب خدای نابی دارند این بزرگواران که تا به اینجای کار فهمیدیم خدای آنان بند تمبان و موی فرفری و دارای طول 60 زراع و یک سوم به آخر شب مانده، به آسمان دنیا می‏آید و در روز قیامت آسمان را با دست راست و زمین را با دست چپ میگیرد و پایش را در آتش جهنم میکند و قابل رویت است .

براستی این خدا خنده دار نیست ؟؟؟


[1]صحیح بخاری ج3ص292 مکتبه سلفیه کتاب التفسیر سوره محمدص آیه (( وتقطعوا ارحامکم))

 

توحید در مبانی اهل سنت(خدای خندان) - حدیث هشتم

حدیث هشتم: در صحیحترین منبع حدیثی اهل سنت یعنی صحیح بخاری روایتی آمده که در آن گفته شده:خداوند به دو نفر می خندد...

 

حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ أَخْبَرَنَا مَالِکٌ عَنْ أَبِی الزِّنَادِ عَنْ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ،أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ یَضْحَکُ اللَّهُ إِلَى رَجُلَیْنِ یَقْتُلُ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ یَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُ هَذَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلُ ثُمَّ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَى الْقَاتِلِ فَیُسْتَشْهَدُ.

خدا به دو نفر می‏خندد: یکى کسى است که در راه خدا جهاد می‏کند و شهید می‏شود و دیگرى قاتل او که بعدا مسلمان شده و شهید می‏شود و هر دو به بهشت می‏روند.[1]


"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"




 توجه به این روایت،من یک سوال برایم پیش آمده و از علمای اهل سنتی که خدا را در خواب می بینند خواهشمندم که از خدا بپرسند:اینکه یک نفر شهید بشود و قاتل او که بعدا مسلمان شود و شهید شود،کجای این مطلب خنده دار هست؟

راستش هرکاری کردم که منم بخندم،نتونستم.

[1]صحیح بخارى، کتاب الجهاد والسیر، باب الکافر یقتل المسلم

 

توحید در مبانی اهل سنت(خدای خر سوار) - حدیث نهم

حدیث نهم: ابن عساکر شافعی به نقل از یکی از علمای اهل سنت چنین آورده که او می گوید: جماعتی از حشویه و لات ها و اوباش ها که اسم آنها حنبلی هست،بدعت های عجیب  زیادی را در بغداد گذاشتند(از جمله این بدعت ها که حنبلی های اوباش! گذاشتند این است که) اعقاد دارند:خدا از آسمان به زمین پایین می آید و سوار یک خر می شود،در حالی که جوان هست و موهای پرپشتی دارد،یک تاج نورانی هم دارد کفش طلایی هم به پا دارد!![1]

"برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی آن کلیک نمایید"



البته به همین خاطر می گویند،پیروان مکتب سقیفه در بغداد،بر پشت بام خود علف پخش می کنند تا اگر خدا با خرش از آسمان به زمین آمد، خدا به خانه خودشان بیاید و به خانه همسایه نرود.

علامه حلی (ره)  از علمای بزرگ شیعه در این باره می نویسد که در «بغداد» بعضی از این آقایانی که قائل به جسمانیت خداوند هستند، بعضی شب ها، بر پشت بام خود علف و یونجه، می گذارند:

«وذهب بعضهم إلى أن الله ینزل کل لیلة جمعة بشکل أمرد راکبا على حمار حتى أن بعضهم ببغداد وضع على سطح داره معلفا یضع کل لیلة جمعة فیه شعیرا وتبنا لتجویز أن ینزل الله تعالى على حماره على ذلک السطح فیشتغل الحمار بالأکل و یشتغل الرب بالنداء هل من تائب هل من مستغفر تعالى الله عن مثل هذه العقائد الردیة فی حقه تعالى

بعضی از اهل سنت معتقد هستند که خداوند در هر شب جمعه به صورت یک جوان و سوار بر الآغ بر زمین نازل می شود، به طوری که بعضی از اینها در بغداد، در شب های جمعه روی پشت بام های خود در ظرف هایی علوفه، جو و یونجه می ریزند تا خدایی که با الاغ از آسمان پایین می آید ، این علوفه و یونجه را ببیند و بر بام آن شخص نازل شود و مشغول خوردن آنها شود و خدای عالم هم مشغول ندا دادن باشد که آیا توبه کننده ای هست تا او را ببخشم و از اینگونه عقاید مردود و باطل در حق خداوند متعال.[2]

در این مطلب،ابن عساکر شافعی،حنبلی ها را به اراذل و اوباش کوچه ها تشبیه می کند!

اگر توهین هست، آقای ابن عساکر شافعی عالم بزرگ شما، این توهین را به حنبلی ها کرده است.

نقل کرده اند که روزی یکی از پیروان مکتب سقیفه به پشت بام رفت،

نوجوان زیبا رویی را دید،دنبالش کرد و نوجوان هم فرار کرد.

این بدو،آن بدو،تا بالاخره وقتی قضیه را می پرسند می گوید:

من فکر کردم خدا هست، و رفتم تا با خدا مصافحه کنم، بغلش کنم، وگرنه قصد سویی نداشتم!!

آن وقت یک همچنین جماعتی با همچنین اعتقاداتی می آیند به توحید مکتب اهل بیت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم ایراد می گیرند.فقط قضیه به همین جا ختم نمی شود،بلکه خدای مکتب سقیفه،موهایش فرفری هست،بندتمبان دارد، و همچنین می خندد و تعجب می کند که می توانید در مطالب قبلی دنبال کنید.



[1]تبیین کذب المفتری ابن عساکر ج1ص311 دار الکتاب العربی - بیروت


[2]منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، علامه حلی، ص 39؛ تحقیق: عبدالرحیم مبارک، مؤسسه عاشوراء للتحقیقات و البحوث الإسلامیة // الاعقائد الاسلامیه، مرکز المصطفی، ج 2، ص 277؛ مرکز المصطفی للدراسات الإسلامیة، الطبعة الأولی، محرم الحرام 1419ه

 

آیا از اهل سنت کسی هست جواب بدهد ؟

http://mohsenie-omalhossain.blogfa.com

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۲۸
عبدی