دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

عبدی جلالوندی
دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

مطالب این وبلاگ، مطالبی است که خالصانه و ساده و بی ریا، از اعماق قلبم بیرون می آید .
و امیدوارم که صادقانه، در گوشه ای از دل شما جا بگیرد .
متشکرم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

آثار عجم - محمد نصیر حسینى شیرازى

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۱۷ ق.ظ

آثار عجم

معرفى اجمالى

آثارعجم، توسط محمد نصیر حسینى شیرازى، مشهور به فرصت و ملقب به فرصت الدوله 1339 - 1271ق نگاشته شده است. این کتاب چندى قبل توسط دکتر منصور رستگار فسایى تصحیح و تحشیه شده است.

فرصت الدوله شیرازى، بنا به اظهار خود در سال‌هاى پایانى سلطنت ناصرى؛ یعنى در سال 1307ق دستور نقشه بردارى و تهیه تصاویر از آثار باستانى و نقش‌هاى قدیمى و تعیین فاصله مناطق از یکدیگر، آن هم عمدتا در فارس را از مقامات دولتى قاجار دریافت نمود.

بر اساس آنچه از مطالب کتاب مستفاد مى‌شود، فرصت الدوله در گام نخست شروع به مسافرت و نقشه بردارى کرد، لیکن زمانى که یادداشت‌هاى خود را به تهران فرستاد بنا به دلایلى آن یادداشت‌ها از بین رفت، به همین دلیل پس از مدتى، ظاهرا در 1311ق مجددا اقدام به مسافرت و نگارش در سطحى وسیع‌تر نمود. سختى و صعوبت قضیه و دوباره‌نویسى با توجه به نداشتن و فقدان اولیه، بر اهمیت این کتاب افزود. فرصت در 1314ق مطالب کتاب خود را به اتمام رساند.

ساختار:

کتاب از دو جلد تشکیل شده که زندگى مولف، بخشى عظیمى از جلد اول تشکیل مى‌دهد و جلد دوم با فهرست مطالب و متن شروع شده و با تقریظات و تعلیقات ادامه پیدا کرده و با فهرست اعلام دو جلد به اتمام مى‌رسد.

گزارش محتوا

عنوان کتاب تا حدى معرف محتوا و نوشتار کتاب مى‌باشد. کتاب از دو بخش تشکیل شده است:

بخش نخست کتاب ضمن آنکه در بردارنده مطالب مختصرى درباره عرفا و شعراى عرب و دانشمندان و حکماى ایرانى و یونانى از زمان قدیم است، عمدتا به معرفى آثار باستانى موجود در فارس اختصاص یافته و آثار و ابنیه موجود در مناطق دیگر، از جمله بوشهر، خوزستان، کرمانشاه، همدان، مازندران، چهارمحال بختیارى، کهکیلویه وبویراحمد و اردبیل را نیز به اختصار توضیح مى‌دهد.

بخش دوم که نویسنده آن را (شیراز نامه) نامیده؛ شامل مطالبى درباره آثار ابنیه، محلات، دروازه‌ها، مساجد، مدارس مذهبى، بقاع مزارات و شرح حال برخى از دانشمندان، فقها، ادبا، اطباء صاحبان مشاغل، همچنین خوشنویسان، نقاشان، ادارات و اهل صنعت شیراز است. در بخش آخر کتاب نیز سلاطین و حکام شیراز از زمان امویان - از سال 74ق - تا واپسین روزهاى سلطنت ناصرالدین شاه؛ یعنى زمانى که فرصت الدوله کتاب را به رشته تحریر درآورده، نام برده شده‌اند، چنانکه خود نیز اشاره مى‌کند، در این خصوص از کتاب گوبینو استفاده نموده است، منتهى با توجه به اینکه گوبیتو در سال‌هاى نخست سلطنت ناصرى(1858 - 1855م) به ایران سفر کرده، این مطالب فقط تا همان سال‌ها را در بر مى‌گیرد، از آن پس تا پایان عصر ناصرى را فرصت الدوله، بامطالعه منابع و دیده‌ها و شنیده‌هاى خود تکمیل نموده است.

در مورد بخش نخست کتاب که به موضوع آثار باستانى فارس مربوط مى‌شود، نویسنده غرض و هدف خود را از این کار: تا اکتشاف آثار مزبور، بلکه ثبت و ضبط آن اعلام مى‌کند، کارى که با دقت نظر از سوى وى انجام گرفته است. از محاسن کتاب در این قسمت توضیحات مفصلى است که نویسنده در مورد نقش بر جسته‌ها داده است (از جمله اسارت والرین توسط شاپور ساسانى). وى همچنین کتیبه‌هاى موجود در آن منطقه را خط به خط ترجمه و عینا در متن کتاب آورده است و حتى در این باره به منابع اروپایى؛ مانند تاریخ ایران نوشته سرجان ملکم نیز استناد کرده است. این ویژگى نه تنها ارزش عملى کار مؤلف را نشان مى‌دهد، بلکه تبحر او را در ترجمه متون خط میخى نشان داده مى‌دهد، هر چند قابل مقایسه با کیفیت و سطح مطالعات امروزى نباشد.

ویژگى‌هاى برجسته آثار عجم هنگامى آشکارتر مى‌گردد که کار فرصت الدوله با منابع هم عصر خود نظیر فارسنامه ناصرى مقایسه گردد. چنانکه در کتاب اخیر فقط توضیحى در مورد نقش برجسته‌ها داده شده و به ندرت کتیبه‌اى خوانده شده است. البته نویسنده کتاب، میرزا حسن حسینى فسایى، خود نیز اشاره نموده است که (...ترجمه کتیبه‌ها را با نامه‌اى که به وزیر علوم وقت؛ یعنى على‌قلى خان مخبرالدوله نوشتم، خواستم، او نیز چون تسلط به زبان آلمانى داشت، از یکى از منابع آلمانى اخذ کرده ترجمه و براى بند فرستاد...).

تلاش پى گیر فرصت در آموختن خطوط باستانى، آنهم در یکصد و چند سال گذشته مایه تحسین است و مدد جستن او از سیاحان و فرستادگان خارجى اعم از، روسى، ایتالیایى، هلندى و آلمانى در فراگیرى این خطوط نشان همت والاى اوست.

از ویژگى‌هاى دیگر کار فرصت این است که به ویژه در ذکر آثار فارس تنها به نقل خوانده‌ها یا شنیده‌ها بسنده نکرده است، بلکه مطالب کتاب حاصل مشاهدات خود او مى‌باشد، از جمله دلایل اثبات این مدعا یکى نقاشى و تصویرهاى متعددى است که از آثار و ابنیه فراهم آورده، دیگرى اشاره او به بناهایى است که هم اکنون اثرى از آنها نیست، در حالى او در کتابش، هم از آن‌ها نام برده و هم آنها را به تصویر کشیده است. از جمله (آتشکده آذرجو) در حالى که از آثار مهم شهر داراب است، بر بالاى این اثر گنبدى را ترسیم کرده، اما هم اکنون با گذشت بیش از یک قرن، این گنبد وجود خارجى ندارد. این موضوع براى مطالعات باستان شناختى داراى اهمیت است.

فرصت در مورد نقوش و کتیبه‌هاى تخت جمشید نیز به تفصیل سخن گفته است. بررسى دخمه‌ها و وارد شدن به آنها و ذکر مطالب به صورت مشروح در این خصوص از مشخصه‌هایى به شمار مى‌آید که نظیر آن در فارسنامه به عنوان منبع همزمان و نسبتا هم موضوع با آثار عجم به چشم نمى‌خورد.

ترجمه کتیبه بیستون و پرداخته شدن به آن در آثار عجم باز از جمله امتیازات کتاب در مقایسه با منابع هم عصر آن است.

شایان ذکر است، ترجمه‌اى که در آن زمان از کتیبه‌هاى مختلف شده است با ترجمه‌هاى کنونى تفاوت‌هایى دارد و برداشت‌هایى که هم اکنون از نقوش و کتیبه‌ها با روش‌هاى جدید علمى به عمل مى‌آید، از جهات متعدد قابل مقایسه با گذشته نیست، منتهى این مقاله در صدد بررسى نوشته‌هاى این منبع از حبث کتیبه خوانى و مقاسیه آن با مطالعات کنونى نمى‌باشد.

با این وجود باید اضافه کرد برخى از واژه‌هایى که در کتیبه‌ها آمده است، در آثار عجم درست خوانده نشده‌اند؛ ولى در تحقیقات اخیر آن واژه‌ها شناخته شده‌اند. بطور مثال در کتیبه بیستون بر اساس آنچه در آثار عجم آمده واژه‌هایى نظیر(... اوج‌ها، بابروش، ائرا، و...) دیده مى‌شود که هم اکنون به صورت خوزستان، بابل، آشور و...) شناخته شده‌اند و احتمالا فرصت نام و اسامى این مناطق را که خود نیز برخى از آنها را ترجمه دقیق‌ترى کرده، از منابع دیگر گرفته است.

ظاهرا این فرصت تسلط خود را به خطوط میخى براى ارائه مطلب کافى نمى‌دیده، براى تکمیل توضیحات به منابع خارجى مراجعه نموده است؛ به طورى که در کتاب ذکر مى‌کند به کرات از سفرنامه سیاحان روسى انگلیسى و فرانسوى استفاده کرده است.

یکى دیگر از ویژگى‌هاى برجسته آثار عجم در زمینه آثار باستانى ترسیم و نقاشى نقوش و آثار باستانى اماکن متعددى نظیر تخت جمشید، فیروز آباد، داراب و... است. بالطبع ارائه مطلب به همراه تصاویر، فهم مطلب را سهل‌تر و مطالعه کتاب را شوق انگیزتر و مطلوب‌تر مى‌ساخت.

و از آنجا که امکان مسافرت در آن زمان براى همگان به سهولت وجود نداشت و عکسبردارى و فن عکاسى نیز هنوز متداول نشده بود، تصاویر نقاشى شده کتاب، ارزش و اهمیت فراوانى به کتاب مى‌بخشید.

در هر صورت به لحاظ شناسایى و بررسى آثار باستانى، آثار عجم نسبت به منبع همزمان خود، فارسنامه ناصرى مطالب مفصل‌ترى دارد. نکته دیگرى که فرصت در کتاب خود به آن پرداخته این است که حدود و فاصله مناطق را از یکدیگر، بویژه در فارس، تهیه و درج نموده است. هر چند با مسافت‌هاى کنونى تفاوت‌هایى دارد، لیکن نظر به مقیاس‌هایى که در دست داشته و با توجه به توسعه شهرها تا زمان حاضر، مسافت‌هایى که ذکر مى‌کند، قریب به صحت است.

همان طور که گذشت، کتاب در سال1314ق به اتمام رسیده و در 1353ق؛ یعنى چهارده سال پس از فوت فرصت، براى نخستین بار در بمبئى چاپ گردیده است.

در پایان، 5 تقریظ (از شیخ مفید، ابوالحسن میرزا ، ابوالحسن اصطهباناتى، عبدالوهاب آشتیانى و میرزا مهدى خان وکیل الدوله بر کتاب زده شده)، آورده شده، سپس تعلیقات کتاب و در پایان فهرست اعلام دو جلد ذکر شده است.

دانلود کتاب به فرمت pdf

  • عبدی